تبليغاتX
◊●◦ تا طلوع عشق ◦●◊
خیلی وقته که که خورشیده دلم گرفته .. منتظرم تا طلوعش ...






م نو دی روز : سلام دوستای عزیز .. از همتون پوزش می طلبم .. این چند وقت یه کم سرم شلوغ شده و نمیتونم به وب سر بزنم . حلالم کنید .
سلام به همه دوستای گلم .

امیدوارم حال همگی خوب باشه و این ماه اول سال جدید و به خوبی و خوشی پشت سر گذاشته باشید و  روزهای خوبی هم پیش و رو داشته باشید . از همگی تون برای دیرکرد در به روز رسانی این وبلاگ عذر خواهی می کنم و امیدوارم منو ببخشید .

فعلا گرفتار یه سری مسائل هستم که پروژه های اساتید گرانقدر هم شامل اونا هست و بعد از اون هم  آزمون های میان ترم که نشون میده چقدر خوندیم و نمراتمون تا چه قدر درخشنده هستند !!! .

 انشاءالله دفعه های بعد حتما قطعه هایی که گفتم و یه سری خاطره رو واستون مینویسم !.

امیدوارم منو بخشیده باشین .

موفق و سر بلند باشید .

 خدا نگهدار  .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بسوزان مرا با سوز ساز نیلبک عشقت.
سوختن سهل است در ره دیدن سیمای تو .

ــــ م نو دی روز .

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 12:8 توسط ..:: م نو د یروز ::..

 

نرووز

 

سلام ...

سلام به همه شما ها ...

سال نو همتون مبارکک ..

ببخشید که سال نو رو نرسیدم بهتون تبریک بگم ..

آخه سال نو اینجا نبودم ..

سال نو من آبادان بودم .. نه تو خوده آبادن . وسطه راهش ..

موقع تحویل سال هم بچه ها داشتن گریه میکردن ..

نمیدونین چه حال و هوایی داشتیم ..

اگه قرار بود یه بار دیگه تو عمرم صفربرم دوباره همین سفر رو انتخاب می کردم ..

وقتی می رقتیم داشت برف میومد .. وقتی برگشتیم هم آسمون ابری بود ..

دل های ما هم تو راه همش بارونی بود .. یه جاهایی اینقدر بارون میگرفت ...

 بارونی که قطره هاش از جنس اشک بود اشکی که سر چشمه اون  دلهای صاف و صادق مون بود ..

نمیدونم میتونم خاطره های این سفر .. رو واستون بنویسم ..

اما سعیمو میکنم ..

خلاصه دیروز سفرمون تمام شد ...

سفری که دلهای سیاهمونو راهی نور بی انتهای خدا میکردیم ..

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 10:49 توسط ..:: م نو د یروز ::..